فصل چهاردهم‏

خصوصيات مخلوقات‏

مولاى به حق مؤمنين ، حضرت على ـ عليه السلام ـ فرموده‏اند :

« يگانه‏اش ندانسته ، آن كه براى او چگونگى انگاشته ؛ و به حقيقت او نرسيده ، آن كه برايش همانند پنداشته ؛ و نه بدو پرداخته آن كسى كه او را به چيزى همانند ساخته ؛ و نه قصد او كرده آنكه بدو اشاره كرده و يا به وهمش در آورده .

هر چه به ذات شناخته باشد ، ساخته است و هر چه به خود بر پا نباشد ، ساخته و پرداخته ديگرى است . سازنده است ، بدون به كار بردن ابزار ؛ هر چيزى را به اندازه پديد آرد ، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار ، بى نياز است به آنكه از چيزى سود برد . . .

آنچه بودنش را خواهد گويد : باش ! و هست گردد ؛ نه به آوازى كه به گوش فرو رَوَد و نه به بانگى كه شنيده شود ، كه گفته خداى سبحان با كرده او يكى است ، كه پديدش آورد و گفته‏اش از كرده‏اش جدا نيست ، آن را پديد آورد و پيش از آن نبود وگرنه خداى ديگرى مى‏بود . . . » .

ترجمه از : نهج البلاغه ؛ خطبه 186

خصوصيات مخلوقات‏

زينب غرق در اين فكرهاى زيبا بود ؛ فكرهايى كه دل را روشن مى‏كند و به حقيقت مى‏رساند ؛ زيرا در حديثى آمده است كه :« يك ساعت تفكر بهتر از يك سال عبادت است».

زينب در همين فكرها بود كه چشمش به ساعت ديوارى ـ كه روبه‏رويش بود ـ افتاد ؛ 25 دقيقه به شروع جلسه قرآن مانده بود ، بلا فاصله برخاست و به حياط رفت ؛ وضو گرفت ، لباسش را پوشيد و چادرش را سر كرد .

خواهرش كه زودتر آماده شده بود ، كنار حوض حياط منتظرش بود ، وقتى زينب پيش او رسيد ، باهم به سوى مسجد حركت كردند .

زينب كتاب نهج البلاغه را همراه خود آورد . وقتى به مسجد رسيدند ده دقيقه تا شروع جلسه قرآن وقت داشتند . بيشتر بچه‏هاى كلاس براى شركت در جلسه آمده بودند .

زينب و خواهرش وارد مسجد شدند و سلام كردند ، بعضى از بچه‏ها سلامشان را جواب دادند و بعد دور زينب جمع شدند .

يكى از همكلاسى‏هاى زينب گفت : « زينب ! بحث توحيد را خيلى خوب در كلاس پيش كشيدى ! » .

ديگرى گفت : من امروز بيشتر آياتى را كه خانم معلم سر كلاس خوند ، حفظ كردم . درباره چند تا از اونا هم فكر كردم و فهميدم خدا خيلى بزرگواره ؛ تازه فهميدم وقتى در نماز مى‏خونيم « سبحان ربّى العظيم و بحمده » يا « سبحان ربّى الاعلى و بحمده » يعنى چه .

همين‏طور كه زينب و دوستانش صحبت مى‏كردند خواهر زينب و چند دختر ديگر رحل‏هاى قرآن را دور تا دور مسجد گذاشتند و همه دخترها و خانم‏هايى كه براى شركت در جلسه آمده بودند ، دور آن نشستند . مدتى بعد از اينكه خانم معلم آمد ، جلسه قرآن شروع شد .

ابتدا خانم معلم چند آيه از قرآن را خواند و بعد سه نفر از خانمها و پنج نفر از دخترها همان آيات را با صدايى رسا ـ كه همه بشنوند ـ تلاوت كردند . بعد از حدود نيم ساعت قرائت قرآن ، خانم معلم گفت : « خوب ! فعلاً خواندن قرآن كافيه حالا بحث معارف اسلامى را شروع مي‏كنيم » .

بعد نگاهى به همه انداخت و با لبخند گفت : « به به ! امروز تعداد دخترها از خانمها بيشتره » .

زينب و همكلاسى‏هايش كه متوجه منظور خانم معلم شده بودند ، خنديدند .

خانم معلم در ادامه گفت : « خيلى خوب است كه همه شما به معارف اسلامى علاقه‏مند شديد و دوست داريد احكام ياد بگيريد . خب ! قبل از شروع جلسه كسى سؤال ندارد ؟ »

دوست زينب كه تعدادى از آيات را حفظ كرده بود ، اجازه گرفت و گفت : « خانم ! بقيه آيه‏هايى كه وقت نشد سر كلاس برايمان بخوانيد را الآن مى‏گوييد ؟ »

خانم معلم به نشانه موافقت سرش را تكان داد و گفت : « در كلاس شش مورد را گفتيم و بعد چند آيه كه درباره خصوصيات موجودات و احتياج آنها به خدا بود ، خوانديم . حالا ادامه آنها :

7 ـ همه موجودات مقدار معينى دارند :

فيض به همه موجودات براى ادامه هستى و كمك به آنها از سوى خداوند براى ادامه وجود به اندازه نياز آنهاست . خداوند در آيه 21 سوره حجر مى‏فرمايد :

« و ان من شى‏ء الا عندنا خزائنه و ما ننزله الا بقدر معلوم » .

« وخزائن همه چيز تنها نزد ماست ولى ما جز به اندازه معين آن را نازل نمى‏كنيم » .

همچنين اگر مى‏خواهيد بيشتر بدانيد ، در آيه 19 و 20 همين سوره به اين مسأله اشاره شده است .

هفتم :

 چگونگى و كيفيت خلقت و دليل خلقت و اجل آن :

1ـ خدا هر چه را بخواهد ، همان لحظه به وجود مى‏آورد :

درباره چگونگى به وجود آمدن خواسته‏هاى خداوند در خلقت ، در قرآن آمده است : « الله يخلق ما يشآء اذا قضى‏ أمرا فانما يقول له كن فيكون » ,

«  خدا آنچه مى‏خواهد مى‏آفريند چون به كارى فرمان دهد فقط به آن مى‏گويد باش پس مى‏باشد » ، (آل عمران3 : 47) .

و همين طور فرمود : « انما قولنا لشى‏ء اذا اردناه ان نقول له كن فيكون » .
 « ما وقتى چيزى را اراده كنيم ، همين قدر به آن مى‏گوييم : باش ، بى درنگ موجود مى‏شود » (نحل 16 : 40) .

همچنين خداوند فرموده : « انا كل شى‏ء خلقناه بقدر و مآ امرنآ الا واحدة كلمح بالبصر » .

 «  ما هر چيزى را به اندازه آفريديم و فرمان ما جز يك بار نيست [ آن هم‏ ] چون چشم به هم زدنى » . ‏(قمر 54: 50ـ49).

2 ـ غرض و هدف از خلقت :

هيچ چيز : از چيزهايى كه خداوند خلق كرده از روى بازى و بيهوده و بى هدف نيست ؛ بلكه هر خلقتى از سوى خداوند از روى حق است و دليل و هدفى دارد . خداوند در قرآن فرموده :

« و ما خلقنا السماوات و الارض و ما بينهما لاعبين و ما خلقناهمآ الا بالحق ولكن اكثرهم لا يعلمون » .(‏دخان 44 : 39ـ38) .

 « آسمانها و زمين و آنچه ميان آنهاست را از روى بازى نيافريديم . آن‏دو را جز از روى حق نيافريديم ولكن بيشتر آنان نمى‏دانند » .

و نيز خداوند فرمود : « اولم يتفكروا فى انفسهم ما خلق الله السماوات والارض و ما بينهما الا بالحق و اجل مسمى و ان كثيرا من الناس بلقاء ربهم لكافرون » .

 « و آيا درباره خودشان نمى‏انديشند ؛ خدا آسمانها و زمين و آنچه ميان آنهاست را جز به حق و در مدتى نامبرده شده نيافريد و به راستى كه بسيارى از مردم هر آينه به ملاقات پروردگارشان كافرند » . (روم 30 : 8 ).

بعد از ترجمه اين آيه خانم معلم گفت : « براى اينكه بيشتر در اين باره بدانيد ، از آيه 16 به بعد سوره انبيا ؛ بلكه از اول سوره را با دقت بخوانيد و فكر كنيد ؛ خودتان در اين باره تحقيق و جستجو كنيد و خودتان از اين آيه‏هاى زيبا بحث‏هاى دينى يا تاريخى يا بحث‏هاى ديگر را در بياوريد . چون ما در وقت كم نمى‏توانيم همه آيه‏هاى مربوط به اين موضوع را بخوانيم . پس بايد خودتان تحقيق كنيد » .

خانم معلم گفت : « آيا كسى سؤالى دارد ؟ » . . .

 صفحه  قبل   فهرست داستان دختر هدايت      صفحه بعد  

موسوعة صحف الطيبين

http://www.114.ir