فصل نوزدهم‏

اسماء حسناى خداوند

امام هشتم ، حضرت امام رضا ـ عليه السلام ـ مى‏فرمايد :

« . . . خدا نيازى نداشت كه خود را نام ببرد ؛ ولى او براى ديگران نامهايى بر خود نهاد و برگزيد تا او را بدانهابخوانند ؛ زيرا اگر او را به نام نخوانند شناخته نگردد . اول نامى كه براى خود برگزيد « علي » و « عظيم » است ؛ زيرا او برتر از همه چيز است ؛ معنايش اللَّه است و نامش على و عظيم است . آن اول نامهاى اوست كه بر هرچيزى برتر است » . ترجمه از : اصول كافى ؛ كتاب توحيد ص3،باب21،حديث 2.

اسماء حسناى خداوند

بعد از تذكر خانم معلم ، يكى ، دو نفر برخاستند تا وضو بگيرند و بقيه همچنان منتظر صحبتهاى او بودند .

خانم معلم گفت : « خب ! اگر كسى سؤالى ندارد ختم جلسه را اعلام كنيم » .

زينب گفت : « خانم ! آيا براى دعا كردن ، اسماء مخصوصى هست ؟ و آيا براى نامهاى مقدس خدا شرحى هست ؟ »

خانم معلم : « ما مى‏توانيم خدا را با نامهاى مقدسش بشناسيم . براى دعا هم كافى است بگوييم : يا اللَّه يا اللَّه ؛ يعنى اى خدا . اين نام شامل خالق همه موجودات و عالم به همه چيز و توانا بر همه كار و ديگر صفات خداوند مى‏شود .

علم اسماء خداوند خيلى وسيع است ، ما مى‏توانيم آنرا به « اسماء ذاتى » و « اسماء افعالى » تقسيم كنيم .

« اسماء ذاتى » مانند : واحد ، احد ، حىّ ، عليم ، قدير ، صمد ، على ، عظيم و كبير .

و « اسماء افعالى » ـ كه مربوط به فعل يا كار خداوند است ـ مانند : خالق ، رازق ، منعم ، كريم ، محيي ، مميت است .

براى شناخت و دستيابى به اين علم وسيع مى‏توانيم به كتابهايى كه درباره شرح اسماء حسنى‏ و نامهاى خداوند است مراجعه كنيم . امام خمينى (ره) در كتاب « مصباح الهداية » نُه شرح براى خصوصيات اسماء خداوند آورده است ؛ البته اين كتاب براى اهل علم است و شما در اين سن نمى‏توانيد آنرا خوب بفهميد .

اما براى دعا مى‏توانيد هر اسمى را بخوانيد مثلاً :

براى طلب علم مناسب‏تر است بگوييد : يا عليم ، يا عالم ، يا حكيم ، يا حىّ ، يا خبير ، يا سميع ، يا رأى ، يا بصير ، يا هادى ، يا مُرشِد ، يا مُلقِن ، يا مذكر ، يا برهان ، يا دليل ، يا مُنَوِّر ، يا شاهِد و مانند اينها .

براى طلب رزق و روزى اين اسامى مناسب‏ترند : يا غنى ، يا كريم ، يا مُفْضِل ، يا رازِق ، يا مُنعِم ، يا مُعْطى ، يا كنزَ الْفقراء ، يا مُغنى ، يا مُقنى ، يا مُسبِّب الاسباب ، يا رَبّ ، يا مالك ، يا مُدَبِّر ، يا مُسهِّل ، يا ذَا الْمَنِّ و الطَّول و . . .

براى شفاى مريضى و طلب رحمت مناسب‏تر است كه خدا را با اين اسما بخوانيد : يا رحمان ، يا رحيم ، يا مُكرِم ، يا شافى ، يا مُعافى ، يا كاشِف الضُّر ، يا لطيف ، يا وَدود ، يا رَئوف ، يا طبيب ، يا سالم ، يا حنّان ، يا منّان .

براى طلب مغفرت وتوبه : يا غفّار ، يا غفور ، يا عَفوّ ، يا ستّار ، يا ساتِر ، يا حَليم ، يا صبور ، يا مُقْبِل ، يا قابِل التَّوب ، يا حنّان ، يا منّان .

براى طلب سلامتى و حفظ از شر : يا حافظ ، يا حَفيظ ، يا مؤمن ، يا أَمن ، يا مُهَيمِن ، يا سُلطان ، يا ربّ .

براى پيروزى و موفقيت : يا كافى ، يا وكيل ، يا مُجير ، يا ناصِر ، يا نصير ، يا عِماد ، يا جبّار ، يا غالِب ، يا قهّار ، يا قوىّ ، يإ قادِر .

براى پاكى دل : يا سُبّوح ، يا قُدّوس ، يا طاهر ، يا مُطهِّر ، يا سَلام ، يا زكىّ ، يا واحِد ، يا اَحد .

براى طلب كرامت و بزرگوارى : يا عالى ، يا عظيم ، يا عزيز ، يا جبّار ، يا كبير ، يا شامِخ ، يا سامِق .

براى شكر و ذكر : يا شاكِر ، يا شكور ، يا ذاكِر ، يا محمود ، يا حميد ، يا مجيد ، يا أنيس ، يا حبيب ، يا صاحِب ، يا مونِس ، يا مَذكور .

براى استجابت دعا : يا قريب ، يا قيّوم ، يا سيّد ، يا صَمَد ، يا مُجيب ، يا مَدْعوّ ، يا مسئول .

براى رفع مانع و برطرف شدن مشكلات : يا مَسَهِّل ، يا مُيَسِّر ، يا مُذَلِّل ، يا مُهَوِّن ، يا مُنَوِّل ، يا مُحَوِّل ، يا مُبَدِّل ، يا قَبيل » .

سپس خانم معلم ادامه داد : « البته با تدبير و تفكر مى‏توانيد معانى ديگرى براى اين اسمها پيدا كنيد .

خُب ! تا اينجا كافى است ، هرچه درباره توحيد گفتيم ، هرچند مختصر است ولى اگر آنها را خوب ياد بگيريم و عمل كنيم تا آخر عمر برايمان كافى است و انشاءاللَّه به شك و شبهه نمى‏افتيم .

عزيزان ! شما بايد بدانيد هيچ كس نمى‏تواند خدا را آن طور كه هست با بزرگوارى و عظمتش به‏طور كامل بشناسد . پيغمبر ـ صلى اللَّه عليه و آله و سلم ـ فرموده است : « ما عرفناك حق معرفتك و ما عبدناك حق عبادتك .

 تو را آن گونه كه‏ شايسته شناخت توست ، نشناختيم و تو را آن گونه كه شايسته عبادت توست عبادت نكرديم » . مرآة العقول : باب شكر ، ج‏8 ، ص‏146

امام زين العابدين ـ عليه السلام ـ در مناجات العارفين ـ كه در كتاب مفاتيح الجنان آمده ـ مى‏فرمايد : « معبود من ! زبانها از رسيدن به ستايشت آن‏طور كه شايسته نور جلالت است ، كوتاه است ، و خِرَدها از درك كنه جمالت ناتوان و ديده‏ها در برابر نگاه به سوى انوار جمالت وامانده است و راهى به سوى شناختت جز به ناتوانى از شناختت قرار ندادى » . همچنين در اين باره در نهج البلاغه جملات زيادى وجود دارد .

خداوند فرمود : « و لا يحيطون به علما ؛ و از راه دانش به او احاطه پيدا نمى‏كنند » . طه (20) : 110.
 بنابراين همانطور كه گفتيم با معرفت و شناخت معانى نامهاى خداوند ، مى‏توانيم با دل و روح به خدا نزديك شويم و با كمك نامهاى خدا ، از او كمك بگيريم و با او ارتباط برقرار كنيم و او را ستايش و دعا كنيم »

پس از گفتن اين جمله ، صداى قرآن از بلندگوى مسجد بلند شد و خانم معلم ختم جلسه را اعلام كرد . كم كم مردم براى نماز آماده شدند . دخترها از خانم معلم تشكر كردند و بعضى هم زينب و مريم كوچولو را تحسين كردند . بعضى از دخترها رحلها و قرآنها را جمع كردند و كم كم در صف نماز جماعت نشستند .

زينب با خود فكر كرد : « اگر خدا توفيق بده مى‏رم و درباره معانى اسمهاى خداوند تحقيق مى‏كنم تا معناى آنها را به بهترين وجه ياد بگيرم و بتوانم با خدا بهتر ارتباط برار كنم » .

وقتى نماز شروع شد همه دخترها نمازى عارفانه و عاشقانه خواندند و با خشوعِ دل نمازشان را بجا آوردند ؛ بعضى هم در نماز به خاطر كوتاهى كه در اعمال خود داشتند ، اشك ريختند . همه با فراغ دل و شادى نماز خواندند ، گويا به آسمانها پرواز مى‏كنند . . .

 صفحه  قبل   فهرست داستان دختر هدايت      صفحه بعد  

موسوعة صحف الطيبين

http://www.114.ir