فصل سوم‏

مهمترين مسائل توحيد

حضرت امير المؤمنين ـ عليه السلام ـ فرمودند :

« معرفة اللَّه أعلى المعارف »

« شناخت خداوند بالاترين شناخت هاست »

غرر الحكم

مهمترين مسائل توحيد

وقتى صحبت‏هاى زينب تمام شد : خانم معلم او را تشويق كرد و آفرين گفت و سپس از او خواست كه سر جايش بنشيند . بعد رو به دانش‏آموزان كرد و گفت : « بعد از تعريف خوبى كه زينب از اهميت دين و دين دارى كرد و تفاوت زندگى مؤمنان و كافران را توضيح داد حالا براى شما اصل اول دين يعنى توحيد را شرح مى‏دهم .

چيزهايى را كه مى‏گويم بنويسيد تا بعداً اگر لازم شد ، به اين نوشته‏ها مراجعه كنيدو بهتر است كه نوشته‏هايتان را حفظ كنيد چون در سراسر عمر برايتان مفيد خواهد بود » .

سپس از روى صندلى برخواست و قدم زنان ادامه داد : « همه ما به خداوند ايمان داريم و اين صحبتها و دليل هايى كه درباره اصول دين مى‏گوييم براى اين است كه ايمان ما از روى شناخت آگاهانه باشد ، و محكم و استوار بماند ، و با شبهه هايى كه افراد بى دين وارد مى‏كنند متزلزل يا سست نشويم ، زندگى افراد بى ايمان مارا فريب ندهد و تحت تأثير رفتار و گفتار آنان قرار نگيريم »

خانم معلم در حالى كه تخته سياه را پاك مى‏كردگفت : « حالا از مهم‏ترين مسايل توحيد صحبت مى‏كنيم » و روى تخته سياه نوشت :

« مهم‏ترين مسايل توحيد :

1 ـ دليل وجود خداوند متعال »

با نوشتن اين جمله ، خانم معلم رو به بچه‏ها كرد و گفت : « بچه‏ها ! يك دليل ساده و مهم براى اثبات خدا اين است ، كه هيچ كدام از اين موجودات خودشان را بوجود نياورده‏اند و حتى انسان هم كه عاقل‏ترين موجودات است نمى‏تواند چنين كارى انجام دهد . پس حتماً كسى هست كه اين موجودات را آفريده ولى خودش آفريده كسى نيست و او همان خداوند دانا ، توانا ، آگاه و عادل است » .

بعد به طرف تخته سياه رفت و زير شماره 1 نوشت :

2 ـ توحيد ذاتى و نفى شريك براى خداوند

خانم معلم بعد از نوشتن اين عبارت گفت : « توحيد ذاتى يعنى ذات وجود اينكه خداوند مهربان ، حجم و اجزايى ندارد ؛ زيرا اگر داراى اجزا مثل دست و پا باشد پس حتماً بايد كسى قوى‏تر و بالاتر از او وجود داشته باشد تا آن اجزا رإ ؛ برايش درست كند و او را به يك شكل خاصى درآورد ، پس آفريننده همه هستى كسى است كه خودش آفريده كسى نيست و احتياج به كسى ندارد پس او كه خداى ماست ، وجودى بى‏نهايت است ، و اجزايى مانند دست يا پا ندارد .

بنا بر اين خداوند يكى است و همتا و شريكى ندارد . و به مشورت و كمك كسى هم نيازمند نيست و اين يعنى توحيد ذاتى و نفى شريك براى خد » .

 سپس زير عبارت قبلى نوشت :

3 ـ توحيد صفات‏ :

بعد از نوشتن اين عبارت خانم معلم كنار ميزش رفت و روى صندلى نشست و به توضيح توحيد صفات پرداخت و گفت : « خداوند داراى صفات زيادى است مانند : واحد ، احد ، حى (يعنى زنده) ، عليم (دانا) ، حكيم و صفات ديگر كه هر كدام از اين صفات معناى مختلف و مفهومى جدا از ديگرى دارد . همه اين صفات با وسعت معنايى كه دارند مخصوص يك خالق يا آفريننده است . ائمه معصوم و عالمان دينى گفته‏اند : كه اگرچه اين صفات از نظر معنا و مفهوم با هم تفاوت دارند و بعضى از آنها مخالف بعضى ديگر است ا، ما در صاحب صفت ، يعنى خداوند متفاوت نيست . همه اين صفات با اينكه زيادند ، يكى هستند . بله ، خداوند داراى اسماء حسنى‏ زيادى است كه انشاءاللَّه بعداً برايتان توضيح مي‏دهم » .

سپس دوباره برخاست و روى تخته سياه كلاس نوشت :

4 ـ توحيد در خالقيت و ربوبيت :

و قدم زنان براى دانش‏آموزان توضيح داد كه :

« اين دنيا و همه موجودات گوناگون كه از نظر شكل ظاهر با هم متفاوتند به يكديگر احتياج دارند . همه اين عالم از آسمان و زمين وستاره‏ها گرفته تا انسان و خاك و درخت همه از ذرات ريزى بنام مولكول تشكيل شده‏اند كه با نظمى دقيق و محكم كنار هم قرار گرفته‏اند . همه موجودات در طى سال‏هاى طولانى كنار هم بوده‏اند و از يكديگر نفع برده‏اند ؛ پس كسى كه اين نظم را برقرار كرده تدبيرگر بسيار خوب و ماهرى است كه بايد يكتا و فناناپذير هم باشد ؛ چون اگر شريك داشت يا فناپذير بود يعنى بعد از مدتى خودش از بين مي‏رفت دنيا اين چنين نظم و انسجام و استحكام نداشت و اين همه مدت ادامه پيدا نمى‏كرد ؛ پس نتيجه مي‏گيريم كه آفريننده و خالق همه موجودات خدايى است يگانه و فناناپذير و عالم و آگاه » .

خانم معلم باز به كنار تخته سياه رفت و نوشت :

5 ـ توحيد در حاكميت و عبادت :

و گفت :

« حالا كه فهميديم خداى متعال يكتاست و مدبر و تدبيرگر همه جهان است پس پى مى‏بريم كه او حاكم مطلق است و علم و قدرت واقعى نزد اوست و او يارى رسان و بخشنده است ، و انسان عاقل فقط بايد به او توجه كند و خواسته‏ها و آرزوهايش را فقط از او بخواهد و در كارهايش فقط از او كمك بخواهد در مقابل او اظهار تواضع و فروتنى كند و فقط بايد او را اطاعت و عبادت كند نه آنكه به جاى خدا ، چيزهايى كه خداوند آفريده است را بپرستد ؛ زيرا همه موجودات به او احتياج دارند ولى او از همه كس بى نياز است.

پس بايد همه رفتار و گفتار ما در راه اطاعت و عبادت خدا باشد تا نجات پيدا كنيم و به سعادت دنيا و آخرت برسيم . براى اين كار هم ، خداوند فرمان داده كه به دستورات پيغمبران و امامان و ولى فقيه و ديگر علما در حكومت اسلامى عمل كنيم تا در پناه اين حكومت در امنيت و آرامش باشيم و بتوانيم با انجام تكاليف الهى به خير و سعادت برسيم و همچنين بايد مراقب باشيم به راه كافران و منافقين و شياطين نرويم ، چون اين گروه از دستورات خدا سرپيچى كرده‏اند و در كارهايشان از هوا و هوس خود پيروى مي‏كنند و همه كارهايشان براى لذتها و منافع ظاهرى خودشان است نه براى رضاى خدا و اطاعت از او كه مصلحت واقعى انسان هاست.

خب ، اينها مهم ترين مسايل توحيدند كه برايتان توضيح دادم و هر مسلمانى بايد تا آخر عمر برآنها معتقد و استوار بماند . پس اين مسايل را خوب ياد بگيريد » .

 

 صفحه  قبل   فهرست داستان دختر هدايت      صفحه بعد  

موسوعة صحف الطيبين

http://www.114.ir