فصل چهارم‏

نياز همه موجودات

براى ادامه حيات به خدا

حضرت امام على ـ عليه السلام ـ فرمودند :

« سپاس خدايى را كه حواس ظاهرى ، او را نتواند در يابد ؛ و هيچ جاى فراگرفتن وى را در خود ، بر نتواند تافت ؛ ديده‏ها او را نخواهد ديد ، و پوششها وى را نتواند پوشاند ، با حادث بودن آفريده‏هايش قديم بودن خود را بيان دارنده است . و با پديد آوردن مخلوقاتش ، هستى خويش را نماياننده ، و با همانند بودن آنان به يكديگر بى همانندى خود را نشان دهنده . . نو پديد بودن موجودات گواه است كه او هميشه بوده است و به نشانه عجزى كه در آفريده‏ها نهاده ، توانايى خود را نموده است » . ترجمه از:نهج البلاغه خطبه 185

نياز همه موجودات

براى ادامه حيات به خدا

وقتى خانم معلم صحبت‏هاى خوب و شنيدنى‏اش را كه هركس بايد به آنها ايمان و اعتقاد دائم داشته باشد ، تمام كرد ، خواست ببيند آيا دانش‏آموزان صحبت‏هايش را فهميده‏اند يا نه ؛ بنابراين سؤال كرد : « آيا كسى سؤالى ندارد ؟ »

يكى از دانش آموزان دستش را بالا برد و با اجازه معلم پرسيد : « آيا وقتى خدا موجودات را آفريد ، باز هم اين موجودات به او احتياج دارند؟ يا براى ادامه حيات مستقلند؟»

خانم معلم نگاهى به دانش‏آموزان كرد و پرسيد : « كسى مى‏تواند به اين سؤال جواب دهد ؟ »

زينب دستش را بلند كرد . خانم معلم گفت : « بيا جلوى كلاس و جواب بده » . زينب جلو آمد و خانم معلم پشت ميز خود نشست .

زينب گفت : « بسم اللَّه الرحمن الرحيم همه موجودات براى زنده ماندن و ادامه حيات به خدا محتاجند و اين احتياج ، دائمى و لحظه به لحظه است ؛ مانند تابش نور خورشيد كه اگر قطع شود ديگر نمى‏شود روى كره زمين زندگى كرد . خدا هم اگر نور فيض و بخشش خود را قطع كند همه موجودات از آسمان و زمين گرفته وهر چه درآن‏هاست از بين مي‏روند پس ما در تمام لحظه‏هاى زندگى به خداوند محتاجيم .

مثالى ديگر : براى اينكه بهتر بفهميم موجودات دائماً به بخشش و رحمت خدا نياز دارند مثال بنّا و ساختمان است ؛ بنايى كه ساختمانى را مى‏سازد ، ديگر كارى به آن ندارد و ديوارها همان طور محكم و استوار مى‏مانند كه البته خصوصيات مصالح ساختمانى ، زمين و غيره را خداوند ايجاد كرده است ، مانند چسبندگى سيمان و محكمى آجر و استوارى زمين ، و بنا فقط آنها ر تركيب هنرمندانه كرد .

اما نور و حرارت و آتش را مى‏توان به رابطه خدا با موجوداتش مثال زد ؛ زيرا اگر آتش خاموش شود ، نور و حرارت آن هم از بين مى‏رود .

مثال ديگر اينكه تمام موجودات از جمله انسان در اصل به خدا نيازمندند و در هر لحظه براى ادامه زندگى به رحمت او احتياج دارند ؛ مثل درخت كه براى رشد احتياج به نور و آب و خاك دارد . اگر يكى از آنها قطع شود درخت از بين مى‏رود ؛ پس همه موجودات به لطف و توجه خدا نياز دارند تا همچنان وجود داشته باشند و به زندگى خود ادامه دهند . اگر اين نيروى خدايى قطع شود همه موجودات نيست و نابود مى‏شوند .

يك مثال ديگر : مثال آب و رودخانه است ؛ اگر آب از چشمه‏ها به طرف رودخانه سرازير نشود ، رودخانه خشك مى‏شود .

و يا اگر برق به لامپ نرسد لامپ خاموش مى‏شود ؛ بنا بر اين اگر فيض و رحمت خدا به موجودات نرسد ، همه آنها نابود مى‏شوند » .

زينب ادامه داد : « نوعى از فيض خدا هست كه براى همه انسانها چه مؤمن چه گناهكار يكسان است ، تا زمانى كه مرگ آنها فرا برسد .

 اما نوع ديگرى از فيض خداوند كه شامل رحمت‏هاى مادى و معنوى مخصوص است ، فقط براى انسان‏هاى مؤمن و مطيع است و ما بايد براى بدست آوردن اين فيض و رحمت با دل و زبان ، دست و پا و همه وجود سعى و تلاش و تحقيق كنيم ت به سعادت دنيا و آخرت برسيم و مهربانى خداوند با مؤمنان ما را هم شامل شود .

 نه مانند كافران و منافقان كه از نعمت اختيارى خدا محرومند و براى عبادت و انجام واجبات و پرهيز از گناهان توفيق ندارند و هيچ نورى از روحانيت و معنويت در دلشان نمى‏تابد ؛ چون آنها در تاريكى دنيا غرق شده‏اند و آداب معنوى و روحانى را نمى‏دانند ، آرامش قلبى حقيقى ندارند ، از رحمت خدا محرومند و از پاداشها و كمك‏هاى دنيوى و اخروى او هيچ بهره‏اى نمى‏برند .

انشاءاللَّه اگر خانم معلم در آينده درباره اسماى حسنى‏ توضيح دهند خيلى خوشحال مي‏شويم » .

بعد سرش ر به سوى خانم معلم برگرداند و با لبخند به او نگاه كرد .

 خانم معلم به نشانه موافقت سرش را تكان داد و گفت : « انشاءاللَّه » .

سپس از زينب تشكر كرد و زينب هم با اجازه خانم رفت سر جايش نشست .

 

 صفحه  قبل   فهرست داستان دختر هدايت      صفحه بعد  

موسوعة صحف الطيبين

http://www.114.ir